الو! ببخشید جناب آقای پاد؟!

تبلیغات در سایت ما

آوای وزمتر

پشتيباني آنلاين
پشتيباني آنلاين
آمار
آمار مطالب
  • کل مطالب : 260
  • کل نظرات : 0
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 5
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 40
  • بازدید دیروز : 48
  • ورودی امروز گوگل : 4
  • ورودی گوگل دیروز : 5
  • آي پي امروز : 13
  • آي پي ديروز : 16
  • بازدید هفته : 40
  • بازدید ماه : 683
  • بازدید سال : 27873
  • بازدید کلی : 249773
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 107.20.120.65
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز :
  • درباره ما
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



    امکانات جانبی

    آمار وب سایت:
     

    بازدید امروز : 40
    بازدید دیروز : 48
    بازدید هفته : 40
    بازدید ماه : 683
    بازدید کل : 249773
    تعداد مطالب : 260
    تعداد نظرات : 0
    تعداد آنلاین : 1


    if (hr==23) document.write("شب بخير") Untitled Document
    دریافت کد خوش آمدگویی

    <-PollName->

    <-PollItems->


    دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما

    الو! ببخشید جناب آقای پاد؟!

    الو! ببخشید جناب آقای پاد؟!

     

    طنز گیلان شعرای سر شناسی دارد که نام بردن از آنها در این مقال نمی گنجد.در این یادداشت به دفتر شعر طنز «الو...!؟»ی محسن آریادپاد پرداخته می شود.چاپ نخست(96) این اثر توسط نشر سپید رود در هزار نسخه با قیمت 15000تومان به تازه گی روانه ی بازار کتاب شده است .

    آریاپاد یک دهه و نیم است در گیلان نمود عینی پیدا کرده است. نه به آن معنا که شاعر نبوده و در جامعه ی شعری شناخته شده نبود، بل عملکرد وی در این مدت زمان قابل توجه است. در این پانزده شانزده سال، میانگین هر یک و نیم سال یک کتاب منتشر نموده است . سوای رنگارنگی شعرهای وی ـ بدعت هایی را نیز به یدک کشیده که بدون هیاهو و مانیفست های مُد روز به راهش ادامه داده است. از جمله ی آن ها دفتر شعر «اویتامن»وی را می توان سرآمد شعرهای مدرن گیلکی در حال حاضر دانست. ما در طول این سال ها قدم به قدم آثار وی را به وسع خود معرفی کرده ایم .آریاپاد یک شاعر دگراندیش است ، نخواسته و نمی خواهد راکد باقی بماند.

    این نو اندیشی از وی شاعری دگر دیس گرا ساخته است تا قالب های گوناگون شعر را بیازماید.از قبیل ترانه ، غزل ، سپید و امروز هم شعر طنز گیلکی(شُخی شعر) را به کارنامه ی خویش افزوده است . صورت مسئله ی دفتر شعر طنز«الو...!؟»روشن است و نمی توان رأی قاطع در خصوص آن صادر نمود. چرا که این قضیه زمان بَر بوده و در آینده باید بعدِ گذر از چالش ها نشست و قضاوت نمود.بدعت ها همیشه همین گونه بوده اند و به مرور زمان یا بدون جایگاه و پایگاه شده اند و از بین رفتند و یا جایگاه شان را در بین مخاطبین پیدا کرده و درخشیده اند.

    امروزه هر قالبی می تواند برای خودش نوآوری و بدعتی داشته باشد.شعر ، داستان، نمایشنامه ، فیلمنامه و... در مقوله ی حاضر بحث برسر شعر طنز سپید است .تاریخچه طنز به گمانم به قرن چهارم هم می رسد کما اینکه در اعصار گذشته هجویه ها هم بوده است از زمان سعدی هم بوده در زمان مشروطه هم رواج داشت . تا اوایل قرن حاضر از جمله ایرج میرزا و بعدها تا به امروز این قالب هم قطار با شعر سنتی و مدرن و نیمایی خودش را بالا کشیده است و هر قالبی از طنز برای خودش طرفدارانی دست و پانموده است .

    در ادبیات اقوام هم این بحث وجود داشته و دارد.گیلان که مهد ادبیات در این سده بوده و جزو استان هایی است که در ادبیات حرف اول را زده است و تا به امروز این جدال ادبی ادامه دارد.بحث طنز در گیلان بیشتر با نام علی عمو بر سر زبان ها بوده و بعدها هم افراشته، نسیم شمال به این قالب روی خوش نشان داده اند که محمدعلی افراشته از پیشگامان شعر گیلکی و از نامداران شعر ساده و روان فارسی و از بزرگان طنز اجتماعی است. البته روی خوشی هم نمی توان بر آن نهاد چرا که در لفافه ، نقدهای گزنده ی خود را بروز داده اند.اگر غیر از این بود که زبان شان از پس گردن در آورده می شد.کما اینکه زندانی شدند ، شلاق خوردند ، توبیخ شدند، توقیف هم شدند.

    «مبنای طنز بر شوخی و خنده است، اما این خنده در جهت شوخی و شادمانی صرف و بی هدف نیست. بلکه خنده ای تلخ، دردناک و همراه با سرزنش است. طنز اغلب زننده و نیشدار است. به عبارت دیگر، نوعی تنبیه اجتماعی است که غفلت را مجازات می کند و هدف آن اصلاح است، نه نکوهش و مردم آزاری. در واقع حاصل طنز خنده ای تلخ است که در مقابل زشتی ها و بی عدالتی ها شکل می گیرد.»(غلامعلی لطیفی)

    «رسالت شعر طنز، نقد مسائل اجتماعی است و شاعر طنز پرداز با بهره گیری از زبان طنز به کاستی های فرهنگ و اخلاق اشاره می کند تا برای رفع این کاستی ها اقدام شود.»(رضا اسماعیلی)

    اما دفتر «شُخی شعر» آریاپاد  فونداسیون اش فلسفی است و با جهان بینی خاص رویکردی را ارایه داده است. مخاطب خاص اش روشنفکران ، هنرمندان، شعرا، سیاسیون ، فیلسوفان ،خبر نگار،  نویسندگان و حتا اشیای بی جان و جاندار طبیعت و... بوده اند .سرزنشی در آن وجود ندارد و نیش و تنبیهی در آن راه نیافته است و رگه های خنده به ندرت در آن دیده می شود .شعر آریاپاد شوخی با بزرگان است و نمی تواند با آدم های کوچه بازاری ارتباط برقرار کند  و همانند افراشته ، نسیم شمال درون مردم عادی و عوام راه یابد .چون فلسفه ی وجودی شعرها روشنفکرانه است بر مذاق کوچه بازاری ها خوش نخواهد نشست .فقط واژه ی شوخی را در قالب روشنفکری در خود دارند.

    «الو! سلام آقا «نیما»! آن طرف از شعر چه خبر!؟

    این سو رشت دارد کولاک می کند.خبر «یوش»را ندارم

    حرف دو بهمزن ها را گوش نکن

    در تاوان کله گرمی یک شب ات

    که فردوسی و شاعران همتراز او را

    در متن یک شعر سُست ، به طویله انداختی...»(کله گرمی ص29)

    «اَلو !نیمه شب به خیر مولای بزرگ

    وقتی شاعران گیلان

    حال تو را از من می پرسند

    زیر غبغب ام ، افتخار می کنم ...»(سماع ص 17)

    «اَلو! سلام خبر نگار!

    نوشتن های تو افاقه نکرد ...

    چهار روز پیش اتفاق در اتفاق افتاد

    یک مار سیاه خالدار

    با جعبه انگور تاکستان ، به خانه ی ما آمد ...(غمخواری و پرستاری ص 27

    در این سطرها در می یابیم که آریاپاد با مخاطب قرار دادن اشخاص می خواهد شعر خودش را از روز مره گی دور نگه دارد و به همین لحاظ است که می گویم «شُخی شعر» نمی تواند به درون مردم کوچه و بازار راه یابد.یعنی این شعر در قهوه خانه ها ، سفره خانه و بازاریان جایگاهی نخواهد یافت چون دیر فهم و با سلیقه مردم عادی جوش نمی خورد.

    بسامد در «شوخی شعر» محدود و معدود است .اغلب شعرها مخاطب خاص خودش را دارد .لذا نمی تواند درون مایه همین شعرها مثلن «کله گرمی» در متن شعر «گالیله» بکار رود .چون روی صحبت آریاپاد با هر کدام شان بر اساس مقتضیات شخصیتی نیما و...با گالیله بوده است و جلوی هر گونه بسامدی گرفته می شود.به همین لحاظ خاطره ای از هیئت تحریریه چلنگر تا به امروز به یادگار مانده است و راوی آن را حضور ذهن ندارم می آورم.

    « افراشته انتقادات را از سوی هر کس که می‌شد با خوشرویی می‌پذیرفت و در حد امکان به آنها عمل می‌کرد.از انتقادهایی که در جلسات هیئت تحریریه بسیار مطرح می‌شد، یکی هم حضور بیش از حد آجان (آژان - پلیس) در مطالب و کاریکاتورهای روزنامه بود. در یکی از این جلسات افراشته که از این انتقادات مختصری برآشفته بود، گفت:  "تا روزی که پلیس ما هم مثل پلیس یک جامعۀ نوین با مردم رفتار نکند، ما هم ناچاریم آنها را قلقلک بدهیم".»

    اما آریاپاد از این بسامد در امان مانده است و به زیبایی گریز به حیات خلوت مخاطبین خاص زده است .خوشبخاته ادبیات پرخاشگرانه در «شُخی شعر» به صفرمی رسد و حتا متولدهم نمی شود.شاعر هدف اش را از اول معین کرده است. «"ادبیات پرخاشگر ادبیاتی است که از نظام های سیاسی و اجتماعی خاصی حمایت می کند و یا با نظام های به خصوصی به ستیز برمی خیزد و از آنها زبان به انتقاد می گشاید." هر نوع ادبی با سبکی خاص بیشتر الفت دارد. ادبیات انتقادی و اجتماعی نیز با سبک طنزآمیز سازگارتر است.» (غلامعلی لطیفی) فلذا سبک آریاپاد در «شُخی شعر» انحصاری ست و در حال حاضر باید آن را به فال نیک گرفت و منتظر بمانیم که آینده گان از کنار این سبک و سیاق چگونه می گذرند.

    من نمی توانم وجه اشتراکی برای آریاپاد با دیگر طنز پردازان خصوصن گیلانی های قدیم وجدید قایل باشم . چون هم از نظر موضوع و هم محتوا با دیگران تفاوت ماهوی دارد.در زمان افراشته و نسیم شمال وجه اشتراک شان «مربوط به موضوع و محتوا آثار آنها است. این دو هم شهری، در نوع نگاه انتقادآمیز و اسلوب بیان اشتراکات بسیاری دارند. هر دو به بیان نیازهای توده مردم پرداختند و احوال مردم ایران را موضوع شعر خود قرار دادند. می توان گفت، افراشته به واسطه سید اشرف الدین، تحت تأثیر الگوهای میرزا علی اکبر صابر بوده، البته مانند او، هرگز به ترجمه مستقیم اشعار صابر از ترکی آذربایجانی مبادرت نکرده است. تأثیر روزنامه ملانصرالدین و الگوهای آن، هم در روزنامه نسیم شمال و هم در روزنامه چلنگر به وضوح دیده می شود. پاکیزگی زبان و آلوده نکردن ساحت شعر به بی عفافی، دیگر ویژگی مشترک این دو شاعر گیلانی است. آن ها هرگز وارد عرصه ی هجو و هزل نشده اند.»(غلامعلی لطیفی)

     خوشبختانه برخی از ویژه گی های افراشته و نسیم شمال از جمله پاکیزه گی زبان در شعر آریاپاد هم دیده می شود و سوای احترامات ویژه به مخاطب خاص خود ـ حتا خارج از مقتضیات فردی آنها قدم نگذاشته است .تنها تفاوت پاد با افراشته و نسیم شمال در قالب شعر می باشد که پاد قالب سپید را برگزیده است . تنوع واژه گان ، ایجاز ، استفاده از کلمات متنوع، توجه به تناسب لحن و استفاده از ساحت های مختلف زبان در «شُخی شعر» هم دیده می شود.

    آریاپاد از زبان و اصطلاحات عامیانه استفاده ننموده و اگر هم تک و توکی پیدا شود بر مبنای موقعیت زبانی بوده است ولی در آثار افراشته و نسیم شمال به وفور یاد شده است .البته فراموش نشود .آن دو کارشان ژورنالیستی بوده است و در مطبوعات کار می کردند و موقعیت ایجاب می کردکه شعرشان مردمی و کوچه بازاری باشد و نشریه هر هفته به دست مردم می رسید ولی کتاب «شُخی شعر» بصورت دفتر شعر روانه بازار کتاب شده و به ندرت به دست عوام الناس می رسد و اگر هم برسد به ندرت می توانند با آن ارتباط بر قرار کنند.سابق روال بر این بود که روزنامه ی چلنگر و یا نسیم شمال در قهوه خانه ای دیده می شد غالبن افراد باسواد برای بیسوادان قرائت می کردند که در واقع برای آنها ادبیات شفاهی محسوب می شد.این وجه تفاوت در «شخی شعر» با بقیه است .نتیجتن وجه اشتراک نهایی این شعرا از جنبه واقع گرایی ، نازک بینی به پیرامون شان بوده در قالب های مختلف.

    همانگونه که می دانیم طَنز، هنری است که عدم تناسبات در عرصه‌های مختلف اجتماعی را که در ظاهر متناسب به‌ نظر می‌رسند، نشان می‌دهد و این خود مایه خنده می‌شود. هنر طنزپرداز، کشف و بیان هنرمندانه و زیبایی‌شناختی عدم تناسب در این "متناسبات" است.

    «طنز تفکر برانگیز است و ماهیتی پیچیده و چند لایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت ها. گرچه در ظاهر می خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می خشکاند و انسان را به تفکر وا می‌دارد. به همین خاطر در باره طنز گفته اند: "طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه."

    طنز در ذات خود انسان را برمی آشوبد، بر تردیدهایش می افزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیده‌ای دوگانه، چندگانه یا متناقض، انسان ها را از یقین محروم می‌کند. جان درایدن در مقاله "هنر طنز" ظرافت طنز را به جدا کردن سر از بدن با حرکت تند و سریع شمشیر تشبیه می‌کند، طوری که دوباره در جای خود قرار گیرد.»

    دکتر لیلا کردبچه در نقد یک اثر طنز گفته است :«رسیدن به طنز در کلام، شیوه‌های گوناگون دارد و طنزی که قرار است در ساحت شعر شکل بگیرد نیز با توجه به گونه‌های مختلف شعر و به تناسب برخورداری آن گونه‌ها از امکانات گوناگون، می‌تواند به شیوه‌های گوناگون بروز یابد و اشکال گوناگون داشته باشد»

    شعر سپید طنز قبل از آریاپاد در جامعه شعری از نظر محتوایی وجود داشته است. آنگونه که در تارنمای «آق دایی» ملاحظه می شود در همین قالب موضوعی به شعر تبدیل شده و در دسترس عموم قرار گرفته ولی تفاوت آن با «شُخی شعر» در زبانیت آن است .

    « فقط تو بگو  الو»

    از صبح دارم

    هی با تلفن شماره  می گیرم

    و هر شماره ای را که می گیرم

    تو از پشت گوشی الو می گوئی

    این همسایه ها

    چقدر پچ پچ می کنند

    وقتی که من دارم از کوچه رد می شوم

    و در نیمه راه

    راه پارک را گم می کنم

    و دم در سینما

    برای دیدن فیلم «شاید وقتی دیگر ...»

    از باجه ی اتوبوس بلیت می خرم

    و در بیمارستان به عیادت دوستی می روم

    که همسایه ها برای اش پچ پچ می کردند

    گوش ام به این حرف ها بدهکار نیست

    من هر شماره ای را که می گیرم

    فقط تو بگو الو .(آق دایی مرداد 88)

    شعر آریاپاد بیانیه نیست و فاقد مانیفست .اگر چه در مقدمه ای که نوشته یک شناسه ی 6 بندی را درج نموده که جای تأمل دارد و کارشناسان ادبیات معاصر باید در این خصوص نظر بدهند که آیا شناسه ی «شُخی شعر» خارج از مانیفست است یا نه ، تنها یک چراغ راهنماست تا خواننده از رویکرد آن پی ببرد.به نظرم شاعری که مخاطب خاص دارد مطمئنن شعری باید بسراید که شبیه بیانیه های اجتماعی و سیاسی نباشد به ناچار باید اندیشه ی شعرش را منتقل نماید.

    «امّا شاعری که قصد طنزآوری دارد، نیازی به حوزۀ احساسات مخاطب ندارد، بلکه باید به حوزۀ منطق و استدلال مخاطب قدم بگذارد و این کاری است به‌مراتب سخت‌تر و پیچیده‌تر از تأثیرگذاری بر احساسات مخاطب؛ چراکه شاعری که چنین راهی را در پیش می‌گیرد، باید بر شیوه‌های استدلال و استنتاج تسلط داشته باشد، باید قوانین استدلال و استنتاج را بشناسد، باید بتواند آن قوانین را بشکند.»(دکتر لیلا کردبچه)

    «سعدی یک خیابان کوچک است

     حافظ یک پل است

    فردوسی یک میدان است

     جلال آل‌احمد یک بزرگراه است

     ما بزرگانمان را سر راه گذاشته‌ایم.»(علیرضا لبش)

    اما آریا پاد مسیرش شبیه ی خیابان یک طرفه است و بر مداری پا بر پدال قلم گذاشته است که تنها مقصدش در این شعر حافظ بوده است .

    «الو! صبح بخیر حاج «حافظ»!

    بر سرِ تاب خیال نشسته ای

    یا در میان تفت الهام ، داری خاکشیر می خوری!؟

    ترا به جان شاخه نبات ات!

    چیزی می پرسم راستش را بگو

    چطور شد با این همه پادشاهان

    رندانه نشستی ، برخاستی ، زدی

    خوردی ، ریختی ، دور انداختی ؛

    برایت کف زدند !؟

    اکنون هم که هنگام شاه کُشی است

    دست جانانه می زنند!؟»(کف زدن جانانه ص13)

    اما تغییر ذهنیتی که محسن آریاپاد در دفتر «شخی شعر» ایجاد کرده می تواند در آینده در فضای الکترونیکی روند رو به رشدی داشته باشد.از قبیل تلگرام که امروزه فضای مکتوب را نیز زیر سیطره خویش قرار داده است.کاربران تلگرامیسم امروزه دیگر در کوچه و بازار بسر نمی برند در دنیایی غوطه ورند که اگر «شُخی شعر» بتواند در این فضا رخنه کند مطمئنن فضای این نوع طنز متحول می شود.البته فراموش نکنیم ذائقه مردم نیز با هم آغوشی با تلگرام تغییر کرده است و این می توانند برگ برنده برای این دفترباشد.

    دفتر«شخی شعر» جوششی و حسی به نظر نمی رسد بلکه هماهنگی ایده ی اولیه با ژانر و هماهنگی محتوا با فرم بوده است .چون فرم شعرها مخاطب خاص دارد و این مخاطب خاص باید یک ایده اولیه را در ذهن شاعر متبادر کند و آنگاه محتوا و فرم هماهنگ گردند . که در این دفتر مشهود است .

     


    مطالب مرتبط

    بخش نظرات این مطلب


    برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

    نام
    آدرس ایمیل
    وب سایت/بلاگ
    :) :( ;) :D
    ;)) :X :? :P
    :* =(( :O };-
    :B /:) =DD :S
    -) :-(( :-| :-))
    نظر خصوصی

     کد را وارد نمایید:

    آپلود عکس دلخواه:







    تبلیغات
    ورود کاربران
    نام کاربری
    رمز عبور

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضويت سريع
    نام کاربری
    رمز عبور
    تکرار رمز
    ایمیل
    کد تصویری
    تبادل لینک هوشمند

      تبادل لینک هوشمند
      برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان آوای وزمتر و آدرس golgaz.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






    آخرین نظرات کاربران
    عنوان آگهی شما

    توضیحات آگهی در حدود 2 خط. ماهینه فقط 10 هزار تومان

    عنوان آگهی شما

    توضیحات آگهی در حدود 2 خط. ماهینه فقط 10 هزار تومان

    به آوای وزمتر امتیاز دهید