تالش کُهن با مسماتر از «تالش بزرگ» است!

تبلیغات در سایت ما

آوای وزمتر

پشتيباني آنلاين
پشتيباني آنلاين
آمار
آمار مطالب
  • کل مطالب : 272
  • کل نظرات : 0
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 5
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید دیروز : 41
  • ورودی امروز گوگل : 6
  • ورودی گوگل دیروز : 4
  • آي پي امروز : 18
  • آي پي ديروز : 14
  • بازدید هفته : 312
  • بازدید ماه : 917
  • بازدید سال : 11276
  • بازدید کلی : 261936
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 54.145.83.79
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز :
  • درباره ما
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



    امکانات جانبی

    آمار وب سایت:
     

    بازدید امروز : 55
    بازدید دیروز : 41
    بازدید هفته : 312
    بازدید ماه : 917
    بازدید کل : 261936
    تعداد مطالب : 272
    تعداد نظرات : 0
    تعداد آنلاین : 1


    if (hr==23) document.write("شب بخير") Untitled Document
    دریافت کد خوش آمدگویی

    <-PollName->

    <-PollItems->


    دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما

    تالش کُهن با مسماتر از «تالش بزرگ» است!

    تالش کُهن با مسماتر از «تالش بزرگ» است!

    در پست قبلی یادداشتی کوتاه تحت نام کجا بود این «تالش بزرگ»؟! را به نمایش گذاشتیم و موافقان و مخالفان زیادی را در پی داشت و در این بین نقطه نظرات منتقد ارجمند آقای نجات شعبانی بسیار جالب توجه بود. فایل صوتی ای برای حقیر ارسال داشتند و بنده را بسیار امیدوار نمود که تالش منتقدین خوب و ارزنده ای دارد.  فراموش نکنیم دهه هشتاد که اوج وبلاگ بازی های تالش بود تنها کسی که بنده را مورد فحاشی و دشنام قرار ندادند همین آقای نجات شعبانی بودند و اغلب با کامنت های نقد گونه ، نقطه نظرات شان را ارایه می داد که همه ی آنها را در آرشیو دارم و بماند دشنام هایی که در قالب کامنت در تارنمای های مان بجای مانده که بالغ بر 1200صفحه شده است.

    اکنون که کانال تلگرام فراگیر شده در بین آن همه وبلاگ شاید بنده هنوز نفس می کشم و از نسل انقراض شده ی همان وبلاگ ها باقی مانده ام.چرا که بر این باورم تلگرام نمی تواند همانند وبلاگ قانع ام نماید و جذابیت اش را داشته باشد و فضای باند وبلاگ برای بنده دلپذیر تر است. حتا اگر روزی یک بازدید کننده داشته و یا اصلن نداشته باشم .بگذریم و به نقطه نظرات جناب نجات شعبانی در خصوص «تالش بزرگ » بپردازیم .

    جناب شعبانی؛ بنده به زعم حضرتعالی هیچ مشکلی با ظاهر واژه «تالش بزرگ» ندارم. چرا که بر این باورم قومی با قدمت پنج هزارساله ارزش این را دارد که بزرگ باشد.اما از نظر جغرافیایی و اجتماعی، نه از نظر سیاسی! اگر یاد و خاطرمبارک شما مانده باشد، ما درتاریخ 5 فروردین 89 یادداشتی تحت نام «ریگی ، پژاک و تالش بزرگ» به نمایش گذاشتیم و یادآور شده بودیم که: « در تحلیل های سیاسی معاصر نیز مفسیرین خبره در ارتباط با دو خون خوار تروریست( ریگی و پژاک) اظهار نظرهای متفاوتی نموده اند ... و در رابطه با واژه ی ساخته و پرداخته سازمان های سیا و موساد «کردستان بزرگ» پژاک را که یکی از فرزندان ناخلف حزب «پ . ک. ک» به رهبری عبدالله اوجالان است ، چون سیا به این نتیجه می رسد که با کلاسیک بودن ایدئولوژی اوجالان دیگر نمی توان منطقه را با همان افکار گذشته رهبری نمود ، لذا به این اتفاق آراء می رسند که از درون همان حزب «پ . ک. ک» چهار شاخه ـ و هر شاخه به نام حزبی مجزا در منطقه مونتاژ نموده و هر یک با رهنمودهای خاص خود ـ که یکی از آن پژاک به رهبری عبدالرحمن حاجی احمدی در ایران و دیگری در عراق ، بخشی در سوریه و سرانجام گروهی در ترکیه با مرکزیت سازمان سیا و موساد که با دستگیری و آزاد سازی نمایشی سرکرده پژاک تا حدودی آن وابستگی به سازمان های فوق الذکر  را  تایید می نماید.و...» و همچنین :« تأملی بر فعالیت گروهک تروریستی ریگی» از روزنامه کیهان انتخاب نموده بودیم که در آن عنوان شده بود :« عبدالمالک ریگی در طی دو سفر به کشور انگلستان آموزش های تروریستی دیده و در طول اقامت در پاکستان همواره یک کارشناس انگلیسی به او مشاوره می داد . وی همچنین در آوریل 2008با فرمانده ناتو در افغانستان دیدار کرده که در این دیدار فرمانده ناتو «پیشنهاد بلوچستان بزرگ (!)را به ریگی می دهد»و نهایت اینکه :« در تقسیم بندی ایدئولوژی کثیف سازمان سیا و موساد ، در مجموع آنچه که در بالا به آن اشاره گردید و در بازشناسی «تالش بزرگ» و رهنمودهای بجای مانده ی آن چهره ی امپریالیزم در جراید در ارتباط با اضلاح کل مثلث (ایران ـ جمهوری آذربایجان ـ روسیه) اگرچه برای مسئولین محلی دور نمای قابل فهم دارد و به شدت پیچده است و در تنوع نفاق و شعور لُمپنیزم سیاسی از نوع اُف های آن سوی مرز، منطق خاص خود را دارد.»

    به همین لحاظ جناب نجات شعبانی بنده با این قسمت از «تالش بزرگ» مشکل دارم  وگرنه چه ایراد دارد که تالش بزرگ باشد؟!این نقشه را هم جهت یاد آوری شما دوست ارجمندم به نمایش می گذارم تا دریابید که استکبار جهانی و صهیونیسم تا سال 2020 چه خواب گرانی برای کشور نازنین مان ایران دیده اند.اگرچه فرزندان رشید ایران زمین با دستان خالی  با 8سال جنگ یک وجب از میهن مان را به دشمن ندادند و مطمئنن در سال 2020نیز پوزه امپریالیزم و صهیونیست را به خاک خواهند مالید.

     

    اینکه عده ای بیانید واژه ی «تالش بزرگ» را برای افتتاح جاده ای ، استخری ، پروژه های پیش و پا افتاده از قبیل پرورش ماهی و دامپروری و... هزینه نمایند بی آنکه دریابند بن مایه این دو کلمه چیست چگونه به خود اجازه می دهیم تا هر جوانی از راه رسیده مُبَلغ این اندیشه ی کثیف باشند؟!جناب شعبانی؛ مستحضر هستید که با بی کفایتی شاهان قاجار، بخش علیای تالش به آنسوی مرز افتاد و اگر این دو کلمه را عده ای دانسته و ندانسته بلغور می کنند باید بدانند و این درک درست را داشته باشند که هلال محمد اُف چند سال پیش در پارک سیاه داران گفته بود «مرزها را باید از میان برداشت»!!! و تصویر 4نفره شان در یک تخت سفره خانه زیر درختان سبز تالش هنوز در فضای مجازی موجود است .مشکل بنده با این دو کلمه نشئت گرفته از این معضلات است که باید برای آن دسته از عزیزانی که با ظاهر کلمه ی «تالش بزرگ» دل شان خوش است  تفهیم نمود که این دو کلمه خود دایرة المعارفی را در درون خود دارد. اگر این دو کلمه روزی اجرایی شود کله ی این گربه ی نازنین مان که ایران باشد از بیخ بریده خواهد شد و آنجاست که جنگ قبیله ای قومی بیداد خواهد نمود.

    جناب شعبانی ؛ وقتی هنوز نتوانسته ایم در جامعه ی کوچکی چون تالش به عده ای بقبولانیم که این سوژه ی «استان تالش»ی که بلغور شده است آیا کارشناسی شده است که در جریده ای آنرا عنوان نماییم و بعد آن شود که نباید می شد؟ چند کارشناس سیاسی تالش در این خصوص دعوت شدند تا یک راهبرد مثلن استانی ارایه دهند؟ وقتی هنوز نمی دانیم برای استان شدن چه آیتم هایی باید مد نظر قرار گیرد تا این شهرستان به استان تبدیل شود ـ بعد می آییم از آن بُت می سازیم و در سر انجام زمستان زمستان رفت و سیاهی برای زغال باقی ماند.اما واژه ی «تالش بزرگ» فراتر از استان شدن منطقه ی تالش است.

    اگر خاطر جنابعالی مانده باشد آقای عبدلی نیز که در خصوص آن بیانیه صادر کردند و آنهایی که شامه ی تیزی داشتند دریافتند که وی نیز با این بازی خطر ناک موافق نیست بنگرید:« استان شدن تالش داستانی که بوی دسیسه می دهد.

    چند سالي است كه موضوع استان شدن منطقه تالش تدريجاً بر سر زبان ها افتاده و جدال ها بر انگيخته است . صف مخالفان اين ايده خيلي زود مشخص شد و طيف موافقان آن روبه گسترش نهاد .منشاء اين ايده سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي يا هرچه كه باشد فعلاَ با آن كاري نداريم . مسئله اين است كه چون هنوز تدبير مشخص و شفافي در رابطه با اين موضوع وجود ندارد ، هر شخص و گروهي از آن تعبير و تفسير دلخواه خود را دارد و بعضي ها نيز با دستاويز قرار دادن آن ، بساط بازي خطرناكي را مي چينند كه نتيجه آن  به هيچ وحه به سود مردم و حكومت نيست .و لذا بايد به مخالفان آشكارو پنهان و هم به موافقان هشداري جدي داد ... اين روش و سياست عجيب كه شباهت زيادي به دسيسه دارد تا كجا بايد ادامه پيدا كند ؟. مگر با قهر و حشم و تحريم و اتهام مي شود مسائل اجتماعي و فرهنگي را حل كرد و در روزگار كنوني گام مثبت مؤثري درجهت پاسداري از مصالح و امنيت ملي برداشت ؟!.»

    خوشبختانه و یا متأسفانه آقای عبدلی خیلی زود فراموش کرده بود که ویژه ی خیالی «استان تالش» کُپه کُپه در کتابفروشی دستان اش به فروش می رفت و یا بسته بسته به این و آن هدیه داده می شد و خود در پشت صحنه در اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان با چند نفر از تالشان و نماینده ی یکی از شهرستان ها به مدیرکل محترم وقت گفته بود من با استان شدن تالش مخالفم؟!و از طرف دیگرهم به یکی از تالشان مقیم ینگه ی دنیا ایمیلی می نویسند که آقا چرا ساکت نشسته ای بیا تالش را استان کن؟! و نه از رومی بودن  آقای عبدلی چیزی فهمیدیم و نه از زنگی بودن آن ؟!و نه حتا از بی رنگی بودن اش.

    درد اینجاست وقتی هنوز نمی دانیم برای استان شدن در وحله ی اول باید تعداد شهرستان ها را افزایش دهیم و بعد تعداد نماینده ها ارتقا یابند شهرک های صنعتی ایجاد نمود و از همه مهمتر آیتم جمعیت حرف اول را می زند.آیا می دانید مردم قزوین در سال 1373 برای استان شدن چه هزینه های گزافی پرداخت کردند تا قزوین استان شد؟

    جناب شعبانی وقتی ما نمی توانیم در قبال صحبت های نماینده ی اردبیل در خصوص آستارا در تالش تحلیلی درست و منطقی ارایه دهیم آن وقت چگونه می خواهیم بعد از استان شدن با استان های همجوار مراوده داشته باشیم ؟ ما بایستی اول از همه فرهنگ استانی شدن را در درون خود پرورش دهیم تا جوانان احساسی مان شعار «ملت تالش» ، «کشور تالش» ، «تالش بزرگ» را کورکورانه تبلیغ نکنند. امیدوارم جنابعالی نیز به سهم خود در خصوص کالبد شکافی این دو کلمه همانند آن فایل صوتی که برای این بنده ی ناچیز ارسال نموده اید تحلیل های جانداری را ارایه دهید .چه در فضای مجازی ، چه در فضای مکتوب و حتا در محافل خصوص و عمومی .این از وظایف تمامی عزیزان دست اندر کارتالش است تا چنین شعار های صدمن یک غاز را از دل ذهن جوانان احساسی مان به دور بریزند. به امید آن روز.


    مطالب مرتبط

    بخش نظرات این مطلب


    برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

    نام
    آدرس ایمیل
    وب سایت/بلاگ
    :) :( ;) :D
    ;)) :X :? :P
    :* =(( :O };-
    :B /:) =DD :S
    -) :-(( :-| :-))
    نظر خصوصی

     کد را وارد نمایید:

    آپلود عکس دلخواه:







    تبلیغات
    ورود کاربران
    نام کاربری
    رمز عبور

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضويت سريع
    نام کاربری
    رمز عبور
    تکرار رمز
    ایمیل
    کد تصویری
    تبادل لینک هوشمند

      تبادل لینک هوشمند
      برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان آوای وزمتر و آدرس golgaz.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






    آخرین نظرات کاربران
    عنوان آگهی شما

    توضیحات آگهی در حدود 2 خط. ماهینه فقط 10 هزار تومان

    عنوان آگهی شما

    توضیحات آگهی در حدود 2 خط. ماهینه فقط 10 هزار تومان

    به آوای وزمتر امتیاز دهید